سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
131
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
مىشد . اين جبانهها از اهميت زيادى در بسط و توسعه شهر برخوردار بودند زيرا فضاى كافى را براى كسانى كه بعدها به سوى كوفه مىآمدند و به خويشان خود ملحق مىشدند فراهم مىآورد . اين گروهبندى از قبائل ، مدّت نوزده سال ادامه داشت تا زمانى كه على ( ع ) در سال 36 / 656 به كوفه آمد و تغييرات ديگرى در آن داد . آنچنان كه از اين پس خواهيم ديد ، در طول اين 19 سال ، ساخت قدرت در هر يك از اين هفت گروه به نحو عجيبى تغيير كرده بود . بعضى از طوائف در گروههاى گوناگون موقعيّت سلطهگرانهاى را بر ديگر اجزاى گروه بدست آورده بودند . همچنين در اين زمان ، بعضى از قبائل با تعداد زيادى از افراد جديد از ميان قبائل خود ملحق شده بودند و تعدادشان فوق العاده زياد شده بود و از اينرو ، تعادل قدرت در گروهها به هم مىخورد . بدين جهت على ( ع ) ، درحالىكه گروهها را در همان تعداد هفت نگه داشت ، تغييرات مهمى در تركيب و صورت خارجى در اين هفت گروه از طريق تركيب و جابجايى قبيله بخصوصى از يك گروه به گروه ديگر انجام داد . بنا به تحليل ماسينيون ، على ( ع ) قبائل را به صورت زير مرتب كرد : 1 - همدان و حمير ( يمنى ) 2 - مذحج ، اشعر ، طى ( يمنى ) 3 - كنده ، حضرموت ، قضاعه و مهره ( يمنى ) 4 - ازد ، بجيله ، خثعم ، انصار ( يمنى ) 5 - همهء شعب گوناگون نزارى اعم از قيس ، عبس ، ذوبيه و عبد القيس از بحرين 6 - بكر ، تغلب و همه شعب ربيعه ( نزاريها ) 7 - قريش ، كنانه ، اسد ، تميم ، ضبّه ، رباب ( نزارى ) ( 30 ) سه نكتهء مهم را در اين گروهبندى جديد بايد مورد توجّه ويژه قرار داد . اولا چندتايى اسم طايفه مانند اشعر ، مهروضّه وجود دارند كه در گروهبندى سعد ، پديدار نشدهاند . اين قبائل از نظر تعداد در زمان سعد ، در سال 17 / 638 قابل اغماض بودهاند ، با وجود اين در سال 36 / 658 اين طوائف به حد